شهیــــــــــــــــــد

... هفتاد دو سر بریده؟ وا بیدادا! ...

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دولت نهم و دهم» ثبت شده است

اصولگرا بودن و شاخصه های اصولگرایی

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات در دیدار با هیئت دولت 6 / 6 / 85:

این دولت به عنوان یک دولت «اصولگرا» شناخته شده و رفتار و تلاشى هم که تا امروز نشان داده و آنچه در عمل و قولش منعکس شده، همین اصولگرایى را نشان میدهد؛ که ان‌شاءاللَّه خودِ همین براى کشور و شما برکاتى خواهد داشت. شاخصه‌هاى اصولگرایى، شاخصه‌هاى مهمى است؛ این شاخصه‌ها باید مورد توجه قرار بگیرد، که من به بعضى از اینها اشاره میکنم. در اظهارات شما هم هست، آن را میگویید و تکرار میکنید و در برنامه‌هایتان میگنجانید. تحقق مجموعه‌ى این شاخصه‌ها به معناى حقیقى کلمه، آن وقت دولت را به عنوان یک دولت اصولگرا معرفى خواهد کرد.
أ) عدالتخواهى و عدالت‌گسترى

شاخصه‌ى اول «عدالتخواهى و عدالت‌گسترى» است. به زبان آسان است؛ اما در عمل بسیار کار دشوارى است و مقدمات بسیارى لازم دارد. باید خیلى کار کرد تا اینکه عدالت تحقق پیدا کند؛ عدالت جغرافیایى، عدالت طبقاتى، عدالت در زمینه‌هاى مسایل اقتصادى، عدالت در زمینه‌هاى مسایل فرهنگى، عدالت در جایگزین شدن و جاى گرفتن در مسئولیتها و مناصب و عدالت در قضاوتهاى ما - نه فقط قضاوتى که قاضى در دادگاه مى‌کند، بلکه داوریهایى که ما نسبت به اشخاص و قضایا میکنیم - اینها همه عدالت است و عدالت در آنها نقش دارد. عدالتخواهى و عدالت‌گسترى به معناى همه‌ى اینهاست. البته امروز کشور ما بیش از هر چیز دیگر، تشنه‌ى عدالت اقتصادى است. علت هم این است که واقعاً یک شکافى به صورت میراث معیوبى از گذشته بود و این شکاف باید پُر میشد، که نشده است. البته به شکل معقولى باید پُر شود. ما پُر کردنِ این شکاف را به همان شکلى میگوییم که اسلام توصیه میکند؛ حرفهاى غیر منطقى و ناممکن و نامعقول را نمیخواهیم به میان بیاوریم؛ همان‌طورى که اسلام میگوید: فرصتها در مقابل همه باشد و امکانات عمومى مورد استفاده‌ى همه قرار گیرد. بنابراین یک شاخصه، مسئله‌ى عدالتخواهى و عدالت‌گسترى است که پهنه‌ى وسیعى دارد.
ب) فسادستیزى

«فسادستیزى» شاخصه‌ى دیگرى است. «سلامت اعتقادى و اخلاقىِ مسئولان کشور» - بخصوص مسئولان عالى‌رتبه، در سطوح دولت و معاونین و از این قبیل - بسیار مهم است و شاخصه‌ى دیگرى است که از لحاظ اعتقادى و اخلاقى اشخاص سالمى باشند.
ج) اعتزاز به اسلام

«اعتزاز به اسلام» یکى دیگر از شاخصه‌هاى اصولگرایى است. ما در دورانِ این بیست‌وهفت سال، بعضى از مسئولان نظام اسلامى را دیده بودیم که خجالت میکشیدند یک حکم اسلامى یا یک جهتگیرى اسلامى را صریحاً بر زبان بیاورند؛ نه، ما طلبگاریم. من بارها گفته‌ام، در قضیه‌ى «زن»، ما پاسخگوى غرب نیستیم، غرب باید پاسخگوى ما باشد؛ ما هستیم که سؤال مطرح میکنیم. در زمینه‌ى حقوق‌بشر، ماییم که طلبگار مدعیان منافق و دو روى حقوق‌بشر هستیم. بنابراین به اسلام اعتزاز داشته باشید. آنچه را که اسلام به ما آموخته، اگر ما درست یاد گرفته باشیم و دچار کج‌فکرى و انحراف و غلط فهمى نشده باشیم، چیزى است که باید به آن افتخار کنیم.
د) ساده‌زیستى و مردم‌گرایى

«ساده‌زیستى و مردم‌گرایى» شاخصه‌ى دیگرى است که بحمداللَّه دارید.
ه) تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور

«تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور» هم یکى از شاخصه‌هایى است که لازمه‌ى اصولگرایى است؛ ما در معرض این هستیم. ببینید عزیزان! شماها در موضع بالایى قرار دارید و مورد احترامید؛ افراد پیش شماها میآیند و تعریف و تمجید میکنند - بعضى از روى اعتقاد، بعضى بدون اعتقاد - براى اینکه شما خوشتان بیاید. ما خودمان باید مواظب باشیم حرفهایى که در تمجید و ستایش ما میزنند، اینها را باور نکنیم. ما باید به درون خودمان نگاه کنیم: «الانسان على نفسه بصیرة»؛ نقصها، مشکلات و کمبودهایمان را نگاه کنیم و فریب نخوریم. این فریب خوردن، انسان را در دام و گرداب غرور مى‌اندازد. اگر انسان خودش را بد برآورد کرد، آن وقت دیگر نجات پیدا نمیکند.
و) اجتناب از اسراف و ریخت‌وپاش

«اجتناب از اسراف و ریخت‌وپاش» که جزو برنامه‌هاى بسیار خوب شماهاست
ز) خردگرایى و تدبیر و حکمت در تصمیم‌گیرى و عمل

«خردگرایى و تدبیر و حکمت در تصمیم‌گیرى و عمل»، این جزو مسائلى است که حتماً به آن احتیاج دارید؛ همه‌مان در تصمیم‌گیریها و عملمان به آن احتیاج داریم. البته بعضى از اینها را من بعداً باز مختصرى توضیح میدهم و باز مى‌کنم.
ح) مسئولیت‌پذیرى و پاسخگویى

«مسئولیت‌پذیرى و پاسخگویى»؛ در هر بخشى که ما هستیم، مسئولیت آن کارى که بر عهده گرفته‌ایم، این را بپذیریم. زیرمجموعه، زیرمجموعه‌ى ماست، احساس مسئولیت کنیم. در هر نقطه‌اى مسئولیت تعریف‌شده‌اى وجود دارد، آن مسئولیت را بایستى پذیرفت.
ط) اهتمام به علم و پیشرفت علمى

از جمله‌ى شاخصه‌هاى مهم اصولگرایى، یکى «اهتمام به علم و پیشرفت علمى» است. شما ببینید چه زمانى در آغاز پیدایش اسلام گفته شد که: «طلب العلم فریضة على کل مسلم و مسلمة» یا «مؤمن و مؤمنة»؛ یعنى همان وقتى که نماز و زکات و این چیزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم ولو بالصین» هم آمد. من بارها تکرار میکنم، این به خاطر همین است که جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمانهاى خودش را بالا بیاورد. مثل این است که انسان حرف حقى داشته باشد؛ اما اصلاً زبان گفتنش را نداشته باشد. نداشتن علم این‌طورى است. علم موجب میشود که شما بتوانید آن آرمانها، آن اهداف و آن خط روشن و جاده‌ى روشنِ صراط مستقیمى را که در دست و اختیار شماست، مطرح کنید و کسان بیشترى را از بشریت، به آن هدایت کنید. علم نداشته باشید، این امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین علم - که وسیله‌ى رشد ملى، بشرى، انسانى و اوج گرفتن در محیط عام بشریت است - جزوِ چیزهاى لازم است و باید به این اهتمام داشته باشید.
ی) سعه‌ى صدر و تحمل مخالف

«سعه‌ى صدر و تحمل مخالف»؛ که از جمله‌ى شاخصه‌هایى است که جزوِ پایه‌هاى اصولگرایى است. گاهى انسان از حرفى که میزنند، ناراحت هم میشود؛ حرص هم میخورد، گاهى به خدا هم شکایت میکند که خدایا! تو که مى‌بینى واقع قضیه چیست و چقدر با چیزى که اینها میگویند، فاصله دارد؛ اما در عین حال، انسان بایستى حلم به خرج دهد. حلم یعنى ظرفیت و تحمل صداى مخالف را داشتن. البته این - شاید بعداً هم عرض بکنم - به معناى آن نیست که دولت از عملکرد خودش دفاع نکند؛ نه، حتماً بایستى دفاع کند.
ک) اجتناب از هواهاى نفس

«اجتناب از هواهاى نفس»؛ چه هواى نفس شخصى، چه هواى نفس گروهى؛ که حالا آقاى رئیس‌جمهور گفتند و این نکته‌ى خوبى است. بحمداللَّه عناصر دولت به هیچ گروه و دسته و باند و جریانى وابسته نیستند؛ این خیلى نکته‌ى مهمى است. مراقب باشید حرکت، اظهارنظر و حرف، انتساب به یک جریان، به یک باند و به یک گروه را پیش نیاورد، که اگر این‌طور شود، هواى نفس تقریباً انفکاک‌ناپذیر است. هواى نفس گروهى هم مثل هواى نفس شخصى است؛ آن هم همین‌طور است. هواى نفس گروهى هم انسان را بى‌حساب و کتاب به این طرف و آن طرف میکشاند و از خرد و جاده‌ى مستقیم منحرف میکند. این هم جزو لوازم اصولگرایى است.
ل) شایسته‌سالارى

«شایسته‌سالارى»، «نظارت بر عملکرد زیرمجموعه» و «تلاش بى‌وقفه براى این خدمات»، که انصافاً این مورد در این دولت برجسته است. این تلاش بى‌وقفه را حقیقتاً همه شاهدند و ما هم شاهدیم. این حرکت پُرتلاشى که همه‌ى دولت - بخصوص شخص آقاى رئیس‌جمهور - نشان میدهند، خیلى باارزش است. «قانون‌گرایى»، «شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه که حق است».
م) انس با خدا

«انس با خدا»، «انس با قرآن» و «استمداد دائمى از خدا»؛ این آخرى - که از شاخصه‌هاى اصولگرایى است - تضمین‌کننده‌ى همه‌ى آن چیزهایى است که قبلاً عرض کردیم. انس با خدا یادتان نرود. ما بارها میگوییم که خدمات مسئولان نظام از هر عبادتى بالاتر است؛ این حرف درستى است و مبالغه هم در آن نیست. اما بدانید، این خدمات، آن وقتى خدمت خواهد شد و آن وقتى با خلوص و درخشش و شفافیت خود باقى خواهد ماند که شما دلتان با خدا مأنوس باشد. اگر دل از خدا غافل شد، اگر دل رابطه‌ى خودش را با ذکر و توجه و خشوع از دست داد، همین خدمتى که ما میگوییم بالاترین عبادت است، همین خدمت، مشوب خواهد شد؛ اصلاً به کلى مشوب مى‌شود و در آن اغراض و هواها میآید. جهاد در میدان جنگ و میدان نظامى که این‌قدر عظمت دارد، اگر با اهداف خدایى نباشد و بدون ارتباط با خدا باشد، به یک چیز کم‌ارزش یا بى‌ارزش و گاهى هم ضد ارزش، تبدیل میشود!

۱۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شعار عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم


1. یکى از شعارهاى این دولت، عدالت است. عدالت یقیناً محور انقلاب بود؛ در این شکى نیست. هیچ دولتى هم از اول نیامده صریحاً بگوید من نمى‌خواهم طبق عدالت رفتار کنم؛ لیکن من باید از آقاى احمدى‌نژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. این شعار مطرح شد و ذهن‌ها را به خودش متوجه کرد. خوشبختانه مردم هم فهمیدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. این کار، کار مهمى است. بنابراین عدالت‌محور بودنِ این دولت حرف بزرگى است؛ طرح این شعار به عنوان محور حرکت دولت، یک کار جدید است؛ خودش یک تحول است؛ به این پایبند باشید... نباید ارزش عدالت به عنوان یک ارزش درجه‌ى دو کم‌کم در مقابل ارزشهاى دیگر به فراموشى سپرده شود؛ در نظام ما این خطر وجود داشته است. ارزش‌هاى دیگر هم خیلى مهم است؛ مثلاً ارزش پیشرفت و توسعه، ارزش سازندگى، ارزش آزادى و مردم‌سالارى. مطرح کردن ارزش عدالت مطلقاً به معناى نفى اینها نیست؛ اما وقتى ما این ارزش‌ها را عمده مى‌کنیم و مسأله‌ى عدالت و نفى تبعیض و توجه به نیازهاى طبقات محروم در جامعه کمرنگ مى‌شود، خطر بزرگى است؛ اما با عدالت‌محور بودن یک دولت، این خطر از بین مى‌رود یا ضعیف مى‌شود... بعضى‌ها مى‌گویند عدالت یعنى توزیع فقر. نخیر، کسانى‌که بحث عدالت را مى‌کنند، به‌هیچ‌وجه منظورشان توزیع فقر نیست؛ بلکه توزیع عادلانه‌ى امکانات موجود است. آنهایى که مى‌گویند عدالت توزیع فقر است، مغزا و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم مى‌شود، ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چیزى مى‌شود که امروز در کشورهاى سرمایه‌دارى مشاهده مى‌کنیم... این وظیفه از وظایف دولت اسلامى بود که شما شعارش را دادید؛ خیلى هم خوب کردید؛ دنبالش هم باشید؛ متعهد به این هم باشید؛ و این اساس کار شماست.

(8 / 6 / 84)

2. تکیه‌ى بر عدالت، اساسى‌ترین و محورى‌ترین اصلِ یک حرکت الهى است؛ ادامه‌ى کار همه‌ى انبیا و مصلحان بزرگ تاریخ است. البته عدالت دشمنانى دارد. همه‌ى کسانى که نانشان در بى‌عدالتى است، با عدالت دشمن‌اند. همه‌ى کسانى که با قلدرى و زورگویى - چه در صحنه‌ى ملى، چه در صحنه‌ى بین‌المللى - تغذیه مى‌شوند، با عدالت مخالفند. عدالت، شعار اصلى و هدف بزرگ انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى بوده و هست. بعضى مى‌خواهند با عنوان تندروى، عدالت را متهم و محکوم کنند. عدالت، تندروى نیست؛ حق‌گرایى است؛ توجه به حقوق آحاد مردم است؛ جلوگیرى از ویژه‌خوارى است؛ جلوگیرى از تجاوز و تعدى به حقوق مظلومان است. در یک کشور کسان زیادى پیدا مى‌شوند که اگر دستگاه مسؤولِ قانونى به مدد آنها نشتابد، در امواج درگیرى‌هاى گوناگون لگدمال مى‌شوند. وظیفه‌ى دولتِ عدالتمدار، توجه ویژه به قشر محرومین است. عدالت را نباید تندروى و مخالفت با شیوه‌هاى علمى دانست. با استفاده از همه‌ى شیوه‌هاى عالمانه و با تدبیر مى‌توان عدالت را در جامعه مستقر کرد.

(بیانات در مراسم تنفیذ دولت نهم، 12مرداد 84)

3. شما عدالت را مطرح کردید، خیلى خوب است. البته ممکن است در این وادى طولانى و پرخطر و دشوار، شما بتوانید قدمهایى را طى کنید؛ ممکن است تا پایان راه، عمرهاى ما یا فرصتهاى خدمتگزارى کفاف ندهد؛ اما همین قدمى که مى‌گذارید و جهتى که اتخاذ کرده‌اید، بسیار باارزش و زنده‌کننده‌ى این شعار است.

(4 / 6 / 86)

4. دولتى هستید که این دو خصوصیت را جزو شعارها و برنامه‌هاى عملکرد خودتان قرار داده‌اید؛ هم به مردم امید مى‌دهید، هم وعده‌ى عدالت مى‌دهید. همان امید هم به خاطر این است که شما پرچم عدالت را بلند کرده‌اید و دم از عدالت مى‌زنید. حقیقتاً هم خلأ امروز دنیا، بیش از همه چیز خلأ عدالت است. در کشور و جامعه‌ى خود ما هم بیشترین چیزى که این جامعه تشنه‌ى اوست، عبارت است از عدالت.

(4 / 6 / 86)

5. ممکن است شماها نتوانسته باشید - یا تا آخر هم نتوانید - همه‌ى آنچه را که در مورد عدالت مى‌باید انجام داد، انجام بدهید؛ لکن نفس رویکرد شما به عدالت، چیز بسیار باارزشى است و هر مقدارى که مى‌توانید بایستى حرکت کنید... بهتر از این است که انسان اصلاً دم از عدالت نزند، عدالت را فراموش کند، عدالت را در لابه‌لاى مفاهیم دیگرى مخفى و گم کند و از ذهن و چشم انسان دور بشود. اینها جایز نیست. وقتى عدالت رو آمد و به عنوان یک معیار و شاخص اصلى مورد توجه قرار گرفت، به‌طور قهرى در برنامه‌ها هم خواهد آمد.

(4 / 6 / 86)

6. عدالت‌خواهى در این دولت پررنگ شد. شعار عدالت‌خواهى به صورت جدى بر روحیه‌ى مسئولان، دولتمردان و برنامه‌ها، پرتو افکند.

(2 / 6 / 87)

7. شما رویکرد عدالت داشتید. از مسئله‌‌‌‌‌‌ى عدالت دست برندارید؛ این قضیه‌‌‌‌‌‌ى عدالت را دنبال کنید. و مسئله‌‌‌‌‌‌ى فسادستیزى، حمایت از طبقات ضعیف، ساده‌‌‌‌‌‌زیستى، نگاه به مناطق دوردست و محروم، توجه به مشکلات گوناگون مردم. اینها اصولى است که اگر رعایت بشود و بر اینها پاى فشرده بشود، هم خدا را راضى میکند، هم مردم را از هر مسئول و از هر نظامى خشنود و دلشاد میکند.

(18 / 6 / 88)

8. عدالت فقط عدالت در مسائل اقتصادى نیست، ...(اما) از همه مبتلابه‌‌‌‌‌‌تر، همین مسئله‌‌‌‌‌‌ى عدالت اقتصادى و عدم توزیع عادلانه‌‌‌‌‌‌ى ثروت عمومى و درآمد عمومى ملى بین آحاد جامعه است که نمونه‌‌‌‌‌‌هاى فراوانى دارد که زیاد است و یکى‌‌‌‌‌‌اش همین یارانه‌‌‌‌‌‌هاست که ما خودمان یارانه میدهیم؛ به فقیر کمتر میدهیم، به غنى بیشتر میدهیم! الان اینجور است دیگر. الان یارانه‌‌‌‌‌‌هائى که دولت دارد میدهد، بیت‌‌‌‌‌‌المال دارد میدهد، به فقرا داریم کمتر یارانه میدهیم، به اغنیاء بیشتر داریم میدهیم. این هدفمند کردن یارانه‌‌‌‌‌‌ها که مطرح شده، واقعاً یک امر مهمى است. سالهاست که این جزو آرزوهاست، جزو کارهاست. بنده در دولتهاى قبل دو سه مرتبه کتباً و شفاهاً به دولتها گفته‌‌‌‌‌‌ام، منتها دنبال این نمیرفتند؛ کار سختى است، کار پردردسرى است. همین طور ترجیح میدادند که بماند.

(18 / 6 / 88)

9. شعار عدالت‌طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‌رسانى به مردم، یا شعار استکبارستیزى، یا شعار ساده‌زیستى، یا شعار کار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است که مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یک جامعه و یک کشور و یک ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میکند: مطالبه‌ى عدالت، مطالبه‌ى انصاف، مطالبه‌ى خدمت، مطالبه‌ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‌ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‌اید، مردم هم قبول و اقبال کرده‌اند؛ این را مغتنم بشمارید.

(8 / 6 / 89)



۱۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نظارت بر زیر مجموعه ها و پیگیری مصوبات

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه ذیلا مطالعه می کنیم مجموعه ای از نصحیتهای رهبر معظم انقلاب به هیئت دولت است. این نصحیتها یا بر اساس نقاط ضعفی است که دولت دارد و یا تأکید بر اهتمام بیشتر روی بعضی موضوعاتی است که دولت به آن توجه دارد.

1.نظارت بر زیرمجموعه هم خیلى مهم است. من اصرار و تأکید دارم که شما دوستان عزیز - که مسئولان بالا و مدیران ارشد هستید - مسأله‌ى نظارت بر زیرمجموعه‌ى خودتان را بسیار اهمیت بدهید. چشمهاى بینا و بصیر و باز شماست که وقتى در دائره‌ى مسئولیتتان میچرخد، میتواند صحت کار و پیشرفت کار را تضمین کند.
(2 / 6 / 87)

---


1. یکى مسأله‌ى پیگیرى مصوبات است؛ بخصوص مصوبات سفرها و وعده‌هایى که داده میشود. شما به جایى مسافرت میکنید؛ مثلاً گفته میشود دولت صد یا دویست مصوبه براى آن‌جا داشت؛ باید به طور جد دنبال کنید که اینها تحقق پیدا بکند. خب، میدانید که بنده در زمینه‌ى آمارگیرى و آماردهى زیرمجموعه‌ها به مسئولان بالا، تجربه‌ى طولانى‌اى دارم - هم در دوره‌ى ریاست جمهورى، هم بعد از آن - زیاد اتفاق افتاده که مى‌آیند و گزارش میدهند که آقا! این کار شد، این کار شد، این کار شد! وقتى انسان نزدیک میرود، مى‌بیند که گزارش دروغ نیست، اما درست هم نیست... آنچه که وعده میدهید انجام بگیرد. اگر نمیشود، همان وعده‌اى که داده‌اید، صاف بیائید به مردم بگوئید نمیشود.
(2 / 6 / 87)
2. البته طبیعى است که شما میخواهید آنچه را که میگوئید، بتوانید عمل کنید - در این شکى نیست - اما روى این اهتمام داشته باشید که هر آنچه به عنوان یک وعده از شما صادر میشود، مردم در موعد معین ببینند که آن وعده تحقق پیدا کرد. اگر از صد تا کارى که شما میگوئید، نودتایش را انجام بدهید، ده تایش انجام نگیرد، همین در ذهن مردم یک اختلالى ایجاد خواهد کرد. آنچه را که آدم احتمال میدهد انجام نشود، به صورت احتمال بگوید، به صورت قطع و یقین نگوید.
(2/ 6 / 91)
3. چقدر خوب است که همه‌ى وعده‌هائى که دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعده‌اى به مردم داده بشود و عمل نشود، این مشکلات درست خواهد کرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلکه به نظام. آقاى رئیس جمهور اشاره کردند که به ما میگویند شما سطح توقعات مردم را بالا بردید. این بالا بردن سطح توقعات، ناشى از این نیست که شما نواقص خودتان را گفته‌اید، مردم توقعاتشان بالا رفته؛ نه، توقعات با دادن وعده‌ها بالا میرود. اگر ما بتوانیم به این وعده‌ها عمل کنیم، توقعات مردم تبدیل میشود به ایمان و اعتقاد مردم؛ این خوب است. کارى کنیم که آنچه را که گفته‌ایم انجام میدهیم، انجام بدهیم و مردم ببینند که انجام گرفته. امروز دیدم آمارهاى شما آمارهاى مقایسه‌اى است - که خیلى هم خوب و بجاست - یکى از مقایسه‌ها این باشد: مقایسه‌ى بین آنچه که گفته‌ایم انجام میدهیم و آنچه که تا حالا توانسته‌ایم انجام بدهیم. یک درصد در بیاورید، ببینیم چه جورى است. این خیلى چیز مهمى است.
(6 / 6 / 90)

۰۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۹:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سیاست خارجی و استکبار ستیزی

بسم الله الرحمن الرحیم

1. یک خصوصیت دیگر هم که باز جاى ذکر دارد، این است که این دولت در برابر زیاده‌خواهیهاى استکبار، دچار انفعال نشد؛ این به‌نظر من خیلى مهم است که در تعامل با دنیا، انسان جاى خودش را بداند، خواست خودش را بداند، نیرو و قدرت خودش را بداند و بداند که باید چه‌کار کند.
(4 / 6 / 86)
2. استکبارستیزى - که معناى ویژه‌ى انقلابى خودش را دارد - در این دولت تشخص و تمیّز پیدا کرد. معناى استکبارستیزى دشمنى کردن با دولتهاى دنیا نیست، معنایش دشمنى کردن با استکبار است. استکبار - از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند - آفتِ براى بشریت است.
(2 / 6 / 87)
3. مسئله‌ى اعاده‌ى عزت ملى و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده‌طلبى سیاستهاى دیگران و ترک شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در این دولت احساس مى‌کند؛ عزت ملى و استقلال حقیقى و معنوى از اینجا حاصل میشود. استقلال به این نیست که انسان شعار استقلال بدهد یا حتى مثلاً در زمینه‌هاى اقتصادى هم به یک رشد بالایى دست پیدا کند؛ نه، استقلال این است که یک ملت به هویت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهمیت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و کار کند و در مقابل متعرضین و مستهزئین، شرمنده‌ى اظهارات و جایگاه خود نباشد. ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، میدیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسئولین بودند یا حتى خودشان مسئول یک بخشى بودند، کأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمنده‌اند و خجالت میکشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آنها را پیگیرى کنند یا به آنها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است؛ این را شما ندارید.
(2 / 6 / 87)
4. یکى از مظاهر دفاع از عزت هم همین مسئله‌ى انرژى هسته‌اى است. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى، براى ما فقط این نبود که ما میخواستیم یک فناورى داشته باشیم، دیگران میخواستند ما نداشته باشیم؛ این فقط بخشى از قضیه است. بخش دیگر قضیه این بود که قدرتهاى گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنباله‌ها و اقمار بى‌ارزش آنها، میخواستند حرف خودشان را در این زمینه بر ملت ایران تحمیل کنند. خب، ملت ایران، دولتِ شما و شخص رئیس‌جمهور، در مقابل این زورگویى و این تحمیل و این افزون‌طلبى ایستادید؛ خداى متعال هم کمک کرد؛ پیش رفتید. اینها آن بخشها و اجزاء گفتمان عمومى این دولت است که براى من اهمیت دارد.
(2 / 6 / 87)
5. روند غرب‌باورى و غرب‌زدگى را که متأسفانه داشت در بدنه‌ى مجموعه‌هاى دولتى نفوذ میکرد، متوقف کردید؛ این چیز مهمى است. حالا یک عده‌اى در جامعه، ممکن است به هر دلیلى شیفته‌ى یک تمدنى یا یک کشورى باشند؛ اما این وقتى به بدنه‌ى مدیران انقلاب و مجموعه‌هاى انقلاب نفوذ میکند، چیز خیلى خطرناکى مى‌شود. این دیده میشد؛ خب، جلویش گرفته شد.
(2 / 6 / 87)
6. گرایش‌هاى سکولاریستى - که متأسفانه باز داشت در بدنه‌ى مجموعه‌ى مدیران کشور نفوذ مى‌کرد - جلویش گرفته شد.
(2 / 6 / 87)
7. روحیه‌ى تهاجم در مقابله‌ى با زورگویان بین‌المللى. یک وقت هست که زورگویان بین‌المللى مى‌آیند و میگویند که آقا شما فلان کار را کرده‌اید و ما رفع و رجوع مى‌کنیم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى یک وقت هست که تهاجمش، تهاجم زورگویانه است؛ بهترین دفاع در چنین مواقعى هجوم است. زورگویان بین‌المللى، نقاط ضعف زیادى دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدى میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همه‌ى کارهاى زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همه‌اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بیان بشود... . این روحیه، روحیه‌ى خوبى است؛ روحیه‌ى انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند.
(2 / 6 / 87)
8. ما امروز در مقابله‌ى با استکبار، در سیاست خارجى زبانمان زبانِ طلبگارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است؛ آن وقت بعضى بیایند همین را به عنوان نقطه‌ى ضعف وانمود کنند که نه آقا! شما کارى کرده‌اید که فلان دولتها از شما خوششان نیاید. خب، معلوم است که خوششان نمى‌آید. فلان دولتها آن وقتى خوششان مى‌آید که انسان تملق آنها را بگوید و حرفهاى آنها را به عنوان حرفهاى برتر ذکر بکند؛ خودش را کوچک کند و از حرفهاى خودش و حرفهاى انقلاب عقب‌نشینى کند؛ آن وقت آنها خیلى خوششان مى‌آید!
(2 / 6 / 87)
9. خود این هم که شما در مقابل قدرت فائقه‌ى ظاهرىِ استکبار - که امروز مظهرش آمریکا و صهیونیسم بین‌المللى و جهانى است - مى‌ایستید، ارزش ایجاد میکند؛ خود این محبوبیت ایجاد میکند؛ خود این در دل ملتها امید به وجود مى‌آورد و پرورش میدهد؛ این را نباید از دست داد. مراقب باشید در روشها، در اظهارات، در نوع برخورد، در نوع عملکرد، از این شعارها تجاوزى صورت نگیرد.
(6 / 6 / 90)
10. در زمینه‌‌ى ارتقاء جایگاه کشور در عرصه‌‌ى سیاست خارجى و مسائل بین‌‌المللى هم همین جور است. امروز در عرصه‌‌ى سیاست خارجى، ثقل و وزنه‌‌ى کشور با چند سال قبل تفاوت دارد؛ ما در مسائل، تأثیرگذاریم؛ اینها مهم است. در حوادثى هم که پیش آمده، ما تأثیرگذار بوده‌‌ایم - که آن، داستان جداگانه‌‌اى دارد - به نظر ما آن هم خیلى مهم است.
(2/ 6 / 91)
11. حالا البته بعضى‌‌ها در روزنامه، در سایت، در تریبونهاى گوناگون مطالبى منتشر میکنند؛ اینکه چرا ما در دنیا دشمن‌‌تراشى کردیم که اینقدر با ما دشمنى کنند! به نظر من اینها حرفبافى است. آنچه که گفته میشود، متکى به یک تحلیل درست نیست. نه، دشمنى‌‌ها خیلى طبیعى است. وقتى که امام بزرگوار بود، دشمنى‌‌ها زیاد بود؛ براى خاطر مواضع قاطع امام. هرچه مواضع ما ضعیف‌‌تر شود و عقب‌‌نشینى کنیم، آنها طبعاً چهره‌‌شان بظاهر متبسم‌‌تر میشود. البته جلو مى‌‌آیند. یعنى چهره را متبسم میکنند، براى اینکه بتوانند جلو بیایند.
(2/ 6 / 91)
12. امروز ملتهاى منطقه از جمهورى اسلامى خوششان مى‌‌آید، به خاطر موضع مستقل اسلامىِ شجاعانه‌‌اش؛ این باید محفوظ باشد. در جاهاى مختلف دنیا، مردم از مسئولان جمهورى اسلامى که این شجاعت را، این استقلال را، این نترسى را بیشتر بروز میدهند، بیشتر خوششان مى‌‌آید. خب، این نشانه‌‌ى این است که راه این است. دیپلماسى ما باید در این جهت باشد؛ که خب، خوشبختانه دوستان زحمتهاى زیادى میکشند.
(2/ 6 / 91)
۰۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۸:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پایبندی به ارزشها و گفتمان امام و انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم


1. فرصت این روز و روزگارى که شما بر سر کار هستید، بسیار فرصت استثنایى و مغتنمى است؛ حقیقتاً از دوره‌هایى است که ما نظیر آن را در گذشته‌ى دوران انقلاب تا امروز کم داشته‌ایم. اولاً، شعارهاى دولت و مسئولان و اهداف تعیین‌شده‌ى آنان کاملاً با مبانى انقلاب و با مبانى اعلام‌شده‌ى امام عزیز ما منطبق است. ثانیاً، این گفتمان در بین مردم به طور محسوسى زنده است و وجود دارد؛ که وجود این گفتمان میان مردم هم، عامل عمده و اصلىِ گرایش آنها به این دولت و این رئیس‌جمهور محترم بود... خود این نعمت بزرگى است که این تفکر به صورت یک گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد و بعد از روى کار آمدن این دولت، بحمداللَّه تقویت هم شده است.

(6 / 6 / 85)

2. پایبندى به اصول و ارزشهاست که خیلى شاخص مهمى است. دولت، هم در قول و شعار - که مهم است - و هم در عمل، نشان مى‌دهد که به اصول انقلاب و ارزشهاى انقلاب پایبند است... این براى انقلاب ما یک پدیده‌ى معجزآسا و بى‌نظیر است که ما امروز همان شعارهایى را مى‌دهیم و همان اصول و مبانى‌اى را براى خودمان برنامه‌ى عمل قرار داده‌ایم که در اول انقلاب همانها اعلام شده بود؛ یعنى در برنامه‌ریزیهاى ما و در خواست ما، هیچ تخطى‌اى از این اصول صورت نگرفته است. این خیلى مهم است. روشها تغییر پیدا مى‌کنند، لکن مبانى و اصول باقى مى‌مانند... امروز انسان مى‌بیند که این اصول از همیشه شفافتر، زنده‌تر و برجسته‌تر مطرح است؛ در زبان شما و در شعارهاى شما و در برنامه‌هایى که اعلام مى‌کنید، اینها مطرح مى‌شود و شماها چون مسئول هستید، آنچه که مى‌گویید، در مقام حرف باقى نمى‌ماند و یک خط و شیار و عمقى را در جامعه به‌وجود مى‌آورد؛ این طبیعت مسئولیت است.... شعارهاى شما، فضاى اصولگرایى و فضاى ارزشهاى انقلابى و فضاى وفادارى به مبانى امام و انقلاب را بر جامعه حاکم کرده است؛ این خیلى چیز باارزشى است. اولین و مهمترین شاخصه‌ى دولت شما این است.

(4 / 6 / 86)

3. شعار و گفتمان کلى این دولت ... که منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ این خیلى چیز باارزشى است. این را هیچکس نمى‌تواند ندیده بگیرد. هر دلبسته‌ى به انقلاب، این را قدر مى‌داند؛ هر کسى که پیشرفت کشور را با هدایت انقلاب و با کارگردانى انقلاب تصور مى‌کند، باید این را قدر بداند.

(2 / 6 / 87)

4. گفتمان عمومى دولت اینهاست؛ به طور خلاصه: زنده‌کردن و بازسازى برخى خصوصیات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابله‌ى با کسانى که میخواستند این ارزشها و این مفاهیم اساسى را منسوخ کنند، یا از بین ببرند، یا ادعا میکردند که منسوخ شده و از بین رفته؛ این چیز باارزشى است. (2 / 6 / 87)

5. شماها هم چون حرف نظام را میزنید، طبعاً آماج این تهاجمها قرار میگیرید؛ این خطى است که الان در بیرون وجود دارد. همه جورش را هم ما مى‌بینیم. حالا بعضى از انواع این تهاجمات را عامه‌ى مردم مى‌بینند، بعضیها را خیلى از خواص هم نمى‌بینند؛ اما ما مى‌بینیم. ما از خبرهایى که به ما میرسد و از نوع تحرک و تعاملى که وجود دارد و از حرفهایى که زده میشود، میفهمیم که چطور مجموعه‌ى دولت آماج حملات است. علتش هم همین است که گفتمان این دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حرکت میکند. این خط خارجى است.

(2 / 6 / 87)

6. این را شما افتخار بدانید که الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینکه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء کنید، افتخار میکنید؛ این توفیق بزرگى است. یکى از مهمترین خصوصیات این دولت این است که شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میکند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال کردند؛ این هم معلوم باشد.

(8 / 6 / 89)

7. از جمله‌ى اساسى‌ترین شعارها، پایبندى به اصول و ارزشهائى بود که امام بزرگوار ما اینها را وارد جامعه کرد و مطرح کرد؛ که اتفاقاً در دنیا هم عامل رشد علاقه‌مندى به انقلاب اسلامى، همین شعارها بود. یعنى بدون اینکه ماها ابزار تبلیغاتى‌اى داشته باشیم، یا شیوه‌هاى تبلیغاتى کافى را بلد باشیم و به کار بگیریم، عنوان و محبوبیت امام بزرگوار ما در بین ملتها و در سراسر دنیا سارى و جارى شد؛ این به خاطر همین شعارها و به خاطر همین رویکردها و جهتگیرى‌ها بود.

(6 / 6 / 90)

8. یک بخش دیگر از این نقاط قوّتى که به نظر من روى آن باید تکیه کرد، مسئله‌‌ى برجسته شدن ارزشهاى انقلاب است. در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میکردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهتگیرى انقلابى، ارزشهاى انقلابى و مبانى انقلاب است. این را توجه داشته باشید که یکى از عوامل گرایش مردم به دولت، همینهاست؛ یعنى مردم به این ارزشها اهمیت میدهند. مسئله‌‌ى دعوت به عدالت، مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى، دور بودن مسئولان از تجمل؛ اینها خیلى چیزهاى مهمى است.

(2/ 6 / 91)
۰۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰