حمله ی نیروهای گارد به پادگان نیروی هوایی تهران از سوی مردم که روح خدا زنده و بیدارشان کرده بود، بی پاسخ نماند. جنگ خیابانی از 10 شب با اجتماع مردم و با هدایت امام (ره) که از متفرق شدنشان باز نگاهشان می داشتند؛ آغاز شد. نیمه های شب، مأموران حکومت نظامی با رگبار مسلسل، درصدد ایجاد رعب در دل جمعیت به خشم آمده از ظلم، برآمده و با حمله به این دلاوران، 152 نفر را دستگیر کردند. و فصلی جدید بر پایان خودشان را به دست خود آغاز کردند و عزم ملت، بر پایان بخشیدن به حکومت ظلم و سلاح زور و تزویر، استوارتر شد.


فردا، صحنه ی همدلی هاست. همراهی مردم با انقلابیون از نیروهای مسلح، نوید برتری اسلام را بر استکبار جهانی، به گوش جان جهانیان رساند و این گلبانگ عشق است که در تمام ایران طنین افکنده است.
درگیری ها شدت یافته است؛ کار بالا گرفته است؛ و لحظه به لحظه، عزم انقلابیون استوارتر و پوشال هیبت حکومت غیر قانونی، بیشتر فرو می ریزد.
شمار شهدا رو به فزونی است. آنقدر بر تعداد مجروحین هر لحظه افزوده می گردد که دیگر نمی توان آنها را به شماره درآورد.
بر ساعات حکومت نظامی افزوده می گردد؛ که بازهم درایت امام(ره) گویا پیام هدایتگر آن یگانه خورشید پشت ابر می شود که حکومت نظامی را خلاف شرع می داند تا رشادت مردم، در این لحظات تاریخ ساز، بی نتیجه نماند. رژیم در تدارک کوتای نظامی است و دستورالعملش، دستگیری رهبران نهضت است؛ و این خود دلیلی آشکار بردرماندگی بیش از پیش آن در برابر موج خروشان مردمی است که قلب هایشان پیش تر از خودشان انقلاب کرده اند و اکنون تنها در جستجوی پاسخی مناسب به این انقلاب درونی خویشتن خویشند.
کلانتری ها، یکی پس از دیگری سقوط می کنند. سنگرهای خیابانی تجلی گاه شور انقلابی اند. سنگرداران، همین مردم مسلح شده با همراهی افراد نیروی هوایی هستند که قلب هایشان از دست هایشان مسلح تر است؛ چرا که یک قبضه سلاح، کجا و عشق به حضرت ماه، کجا.

یک روز تا پیروزی نهایی باقی است؛ این روزها، نور است که بر نور می تابد و فقط یک روز دیگر باقی مانده است تا انفجاری از نور، از سرزمین سلمان، تمام دنیا را به لرزه درآورد.