سلام.

و آسمان قلبم، فیروزه فام خواهد شد، هر گاه که شما را می خوانم.

اول لازمه که تسلیت بگم شهادت امام حسن عسگری(ع) رو به ساحت مقدس امام زمان(عج)، به امام خامنه ای(مدظله) و به تموم دوستداران اهل بیت.

حال و هوای دوگانه ای دارم؛ هم شهادته و مگه می شه آدم غصه دار نشه که باز یه شقی، یه ولی خدا رو به شهادت رسوند؟ و باز صدایی در اعتراض، به فریاد در نیومد و سایه ی سنگین خفقان، اونچنان مُهری از سکوت به لبا دوخته بود؛ که اشقیا، باز تونستن با جسارت تموم قصد جان مبارک امام زمان(عج) رو داشته باشن. و چه غمگینه وقتی حق با توئه؛ حق همراهته؛ اصلاً خود حقی؛ اما حتی حق مدارا هم اونقدر صداشون بلند نیس تا تموم دنیا تو رو با تموم حقانیتت صدا کنه! چه غمگینه این دوری! چه سنگینه این غم!

ولی از اون طرف، از فردا بهار انقلاب میاد؛ نگارمون از راه می رسه. مگه می شه دلدار بیاد و دل، بیقرار نشه؟ مگه می شه ابراز سرور نکرد؟ چه شادی آفرینه این بهار! چه دل فریبه یار!